شیعه- وهابی : عزاداری امام حسین(ع):( قسمت پنجم)
1 ـ عزاداري مردم مكه بعد از رحلت رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم
به گفته سعيد بن مسيب، به هنگام فوت رسول گرامي اسلام، شهر مكه از شدت ناله و گريه مردم به لرزه درآمد.
لما قبض النبي (ص) ارتجت مكه بصوت.(1)
بعد از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم تمام شهر مكه يكپارچه گريه و ناله شد.
2 ـ عزاداري عايشه و ديگر زنان مدينه در سوگ رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم
عايشه مي گويد:
پس از فوت رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم برخواستم و (در سوگ پيامبر) به همراه ساير زنان بر صورت و سينه مي زديم.
و قمتُ التدم (اضرب صدري) مع النساء و اضرب وجهي.(2)
بعد از وفات رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم] برخواستم و به اتفاق ساير زنان مدينه در عزاي آن حضرت به سر و صورت خود ميزديم.
3 ـ گريه امير المؤمنين عليه السّلام براي محمد بن ابي بكر
صاحب كتاب تذكره الخواص مينويسد:
بلغ عليا قتل محمد بن أبي بكر فبكي وتأسف عليه ولعن قاتله(3)
خبر
كشته شدن محمد بن أبي بكر به امير المؤمنين عليه السّلام رسيد آن حضرت با
شنيدن اين خبر گريست و متأسف گرديد و قاتلينش را مورد لعن قرار داد.
4 ـ عزاداري عمر براي نعمان بن مقرن
چون خبر مرگ نعمان بن مقرن را به عمر بن خطاب دادند، او در سوگ وي دست بر سر گزارد و برايش گريه كرد.
ابن ابي شيبه در المصنف مينويسد:
عن ابي عثمان: اتيتُ عمر بنعي النعمان بن مقرن، فجعل يده علي راسه و جعل يبكي.(4)
ابو عثمان ميگويد خبر مرگ نعمان بن مقرن را به عمر دادم او با شنيدم اين خبر دست بر سرگذارد و شروع به گريستن نمود.
5 ـ اجازه عمر براي عزاداري زنان براي خالد بن وليد و همراهي خود با آنان
حاكم در مستدرك ميگويد:
عن
أبي وائل قال قيل لعمر بن الخطاب رضي الله عنه أن نسوه من بني المغيره قد
اجتمعن في دار خالد بن الوليد يبكين وإنا نكره أن يؤذينك فلو نهيتهن فقال
عمر ما عليهن أن يهرقن من دموعهن سجلا أو سجلين ما لم يكن لقع ولا لقلقه
يعني باللقع اللطم وباللقلقه الصراخ(5)
به
عمر بن خطاب گفته شد: زناني از بني مغيره در خانه خالد بن وليد اجتماع
كردهاند و گريه ميكنند و از اين اكراه داريم كه موجب اذيت تو گردد اگر
ممكن است آنها را از اين كار نهي كن. عمر گفت: چه اشكالي دارد چند قطره
اشك بريزند البته مادامي كه به ضربه به خود و فرياد نيانجامد.
صاحب أغاني در همين مورد اضافه ميكند:
عن
أبي بكر الهذلي قال سمع عمر بن الخطاب نساء بني مخزوم يبكين علي خالد بن
الوليد فبكي وقال ليقل نساء بني مخزوم في أبي سليمان ما شئن فإنهن لا يكذبن
وعلي مثل أبي سليمان تبكي البواكي. (6)
أبو
بكر هذلي ميگويد: عمر بن خطاب شنيد كه زنان بني مخزوم بر خالد بن وليد
گريه ميكنند لذا او هم براي خالد گريست و گفت: بايد به زنان بني مخزوم گفت
كه در باره أبي سليمان هرجه خواستند انجام دهند كه در اين صورت دروغ
نگفتهاند و بر مثل أبو سليمان بايد گريه كنندگان گريه كنند.
6 ـ عزاداري ابن مسعود براي مرگ عمر
پس از مرگ عمر، چون ابن مسعود كنار قبر وي ايستاد، براي او گريست.
فوقف ابن مسعود علي قبره يبكي(7)
اين مسعود كنار قبر عمر ايستاد و گريه كرد
7 ـ عزاداري عبداللَّه بن رواحه بر حمزه
عبداللَّه بن رواحه بر حمزه گريست و اشعاري را در رثاي او خواند.(8)
در ادامه به عزاداری مردم مدینه بر امام حسین(ع) اشاره می کنیم:
گريه زنان و مردم مدينه با شنيدن خبر شهادت امام حسين عليه السلام
طبري در تاريخ خود نقل ميكند:
لما
قتل عبيد الله بن زياد الحسين بن علي و جيء برأسه إليه دعا عبد الملك بن
أبي الحارث السلمي فقال: انطلق حتي تقدم المدينه علي عمر بن سعيد فبشّره
بقتل الحسين – وكان عمرو أمير المدينه -... قال عبد الملك فقدمت المدينه،
فلقيني رجل من قريش فقال: ما الخبر؟ فقلت: الخبر عند الأمير؛ فقال إنا لله
وإنا إليه راجعون؛ قتل الحسين بن علي.
فدخلت
علي عمرو بن سعيد، فقال: ما وراءك، فقلت: ما سرّ الأمير؛ قتل الحسين بن
علي؛ فقال: ناد بقتله، فناديت بقتله، فلم أسمع والله واعيه قط مثل واعيه
نساء بني هاشم في دورهن علي الحسين...(9)
چون
عبيد الله بن زياد حضرت امام حسين بن علي عليهما السلام را به شهادت رساند
و سر مطهر او را براي عبد الملك بن أبي الحارث سلمي بردند او گفت: آنها
را به سوي مدينه سوق دهيد و خبر شهادت حسين را به مردم مدينه بدهيد... عبد
الملك ميگويد به مدينه آمدم، شخصي از قريش با من مواجه شد و از من سؤال
كرد: چه خبر؟ گفتم: خبر نزد أمير است؛ او معناي سخنم را فهميد و گفت: إنا
لله وإنا إليه راجعون؛ حسين بن علي كشته شد.
بر
عمرو بن سعيد، حاكم مدينه وارد شدم، گفت: چه پشت سر داري؟ گفتم: آنچه كه
أمير مخفي داشته است؛ حسين بن علي كشته شده است؛ او هم دستور داد تا در شهر
مدينه جار بزنند و كشته شدن امام حسين را اعلام كنند.
به
خدا سوگند! هرگز من در عمر خود نالهاي مانند صداي ناله زنان مدينه در
خانههايشان كه براي شهادت امام حسين عليه السلام عزاداري ميكردند
نشنيدم...
---------------
منابع:
(1)- اخبار مكه، فاكهي، ج3، ص 80.
(2)- السيره النبويه، ج 4، ص 305.
(3)- تذكره الخواص، ص 102
(4)- المصنف، ابن أبي شيبه كوفي، ج 3، ص 175 و ج 8، ص 21.
(5)- المستدرك علي الصحيحين، ج 3، ص336.
(6)- الأغاني، ج 22، ص 98.
(7)- العقد الفريد، ج 4، ص283.
(8)- السيره النبويه، ج 3، ص 171.
(9)- تاريخ طبري، ج 3، ص 342.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: