در آن لحظه عربی با شمشیر از غلاف بیرون کشیده شده به ابوبکر گفت: «نگران نباش! با همین شمشیر برّان تو را به راه راست خواهم آورد.»

بنابراین ابوبکر خود را محتاج به دیگران می‌دانست و این احتیاج خود را بر همگان اظهار کرده است.

در این هنگام فاضل کتبی در جواب فرو ماند.
یکی از حاضران به خیال خود خواست ایرادی بر شیخ نماید؛ پس برخاست و گفت: ای شیخ! در این صورت شما امامیه هم باید ملتزم شوید بر این که قاضی هم بایستی عادل و معصوم و غیر محتاج به غیر خود باشد زیرا امت اتفاق دارند بر این که قاضی نباید محتاج به قاضی دیگری باشد.

شیخ مفید گفت: این سخن بسیار بی‌پایه است، زیرا نه تنها چنین اجماعی محقق نشده، بلکه عکس آن مورد اتفاق می‌باشد! در ثانی مرتبه قاضی پایین‌تر از امام است؛ اگر مقصودت از قاضی امام باشد، گفتم که نیاز به کسی ندارد.

(بنابراین خلافت خلفا که بر اساس شواهد روایی و تاریخی شیعه و سنی نسبت به بسیاری از احکام جاهل بودند و با مشورت امام علی ـ علیه السلام ـ در بسیاری از موارد از رسوا شدن نجات یافتند باطل است.و به عبارت دیگر در بطلان خلافت خلفا و به خصوص ابوبکر و عمر همین بس که ایشان بارها و بارها در موارد فراوانی اظهار عجز و نیاز به غیر خود کرده اند ، به عنوان مثال جمله معروف عمر خطاب به امیر المومنین علیه السلام نیز که گفته است : لو لا علی لهلک عمر ، اگر علی نبود عمر نابود می شد ، خود دلیلی بر اظهار عجز و نیازمندی خلفا به غیر خود و در نتیجه بطلان خلافت اوست )

...........................................................................

منبع:

[۱]. مجالس المؤمنین، ج ۱، ص ۲۰۰ و ۲۰۱ (مجلس پنجم).