نقشه وهابیت برای مزار پیامبر (ص)
وهابیه در نظر داشتند با تقارن انهدام این قبور، قبر رسول خدا را خراب کنند؛ و کعبه را نیز خراب کنند؛ و با دستاویز به آنکه بوسیدن و دور زدن بر گرداگرد سنگها شرک است، خانه خدا را منهدم نمایند، ولى از ترس سایر مسلمین از فرق عامّه، جرأت نکردند؛ أمّا هدم این دو مکان مقدّس در نقشه ایشان است، و به محض آنکه خیالشان از جانب کشورهاى إسلامى آسوده گردد، دست به این جنایت مىزنند.
وهابیه می گویند: بوسیدن ضریح مطهّر رسول الله شرک است. ضریح از آهن است، بوسیدن آهن شرک است. تا چند سال پیش از این مردم را در بوسیدن خانه خدا و کعبه آزاد مىگذاشتند؛ ولى در این چند سال اخیر، گرداگردِ کعبه، پاسبانان و شرطههاى آنان در هر جانب از کعبه، از پنج نفر و شش نفر تجاوز مىکند؛ و مجموعاً بین بیست تا سى نفر هستند؛ به طرز وقیحى پشت به کعبه کرده؛ و به آن تکیه مىزنند؛ آنگاه با شلّاق روى به طواف کنندگان نموده؛ هر کس در هر نقطه بخواهد کعبه را ببوسد؛ مىگویند: هَذَا حَجَر! هَذَا حَجَر! این سنگ است! بوسیدن سنگ شرک است! آمِران به معروف آنها نیز در رکن عراقى، و شامى، و یمانى، نیز پشت به کعبه به مردم مىگویند: بوسیدن سنگ شرک است. و اگر طائفى بخواهد لبان خود را بر آن سنگهائى که رسول خدا گذارده؛ بگذارد و ببوسد؛ با تازیانه او را مىزنند؛ و مىگویند: شرک است.
و هیچ بعید نیست که از بوسیدن خصوص حَجَرُ الْأسْوَد که بنا به گفته کتب خودشان، پیامبر(ص) میبوسید، نیز مردم را منع کنند؛
و سپس طواف را که مقدّسترین حال خضوع و تذلّل در برابر صاحب بیت است، به
عنوان شرک، و دور زدن بر گرد سنگهاى جامد و بى روح نیز بردارند.
وهابیه مکه و مدینه را از حالت اسلامی خارج کرده اند
وهّابیه مکه و مدینه را که دو شهر إسلامى و متّفقٌ علیه بین جمیع مذاهب
إسلامى است؛ و زادگاه و محلّ هجرت و خانه و قرارگاه رسول الله است؛ و هر
نقطه آن مسجدى و معبدى و محلّى از سرگذشتها و تاریخ زنده إسلام، و آثار
نبوّت و ولایت أمیر المؤمنین علیه السّلام بود است به دو شهر اروپائى تبدیل
کرده اند. تمام آثار رسول خدا را و اهل بیت را چه در مکه و چه در مدینه
محو کرده و نابود ساخته؛ به جاى آن عمارتهاى ده اشکوبه ساخته؛ و
نخلستانهاى مدینه را که سر سبز و خرّم بود؛ همه را قطع و ریشه کن
نمودهاند؛ و به جاى آنها عمارتهاى صد در صد وابسته بنا کرده اند.
در مدینه طیبه دیگر اسمى از محلّه بنى هاشم نیست؛ از خانه أبُو أیوب أنصارى
نیست؛ بیت الأحزان را خراب کردند، دیوار مسجد على را با صفحاتى پوشانده؛ و
دَرِ آن را مهر و موم کردهاند. مَشْربه امِّ إبراهیم را چه عرض کنم؟ آن
محلّ شریف و مقدّس؛ و آن محلّ نورانى و پر فیض؛ حقّاً امروز به مزبله
أشْبَه است تا به مسکن و مأواى رسول خدا، و أهل بیت رسول خدا، و معذلک
متروک است و مقفول.
مَسجد الْفَضیخ که همان مسجد ردّ شمس است؛ براى حضرت أمیر المؤمنین علیه
السّلام، متروک است و مهجور؛ و حتّى کسى نام آن را نمىداند. نام على بن
أبى طالب در خطبه ها و منبرها برده نمىشود؛ ولى ده ها بار و صدها بار نام
سَیدُنَا عُمَر برده مىشود. آه چه شهر غریب و مهجورى است مدینه؟ مدینه که
هر وجب آن حکایت از علم و عرفان و قضاء و درایت و ولایت و حَماسه و إیثار
یگانه حامى رسول الله، حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام دارد؛ امروز تاریک و
غریب است. نام مخالفان هر جا برده مىشود؛ ولى نام على، قاچاق است.
بقیع به صورت زمینى است؛ نه سنگى، و نه چراغى، و نه اسمى، و نه رسمى. دور
تا دور بقیع را دائرهاى شکل از عمارتهاى مجلّل چند اشکوبه بالا بردهاند؛
و حتّى عمارتهاى ده اشکوبه فراوان است. فروشگاه ها، هتل ها، سازمان ها،
مغازههاى فروش همه گونه أمتعه، از مرغ و ماهى گرفته، تا ساندویج؛ و از
جوراب و کفش تا طلاجات؛ همگى با تابلوهاى نئون به صورتهاى مختلف، و به
أشکال شگفت آور، و رنگهاى دوّارِ متفاوت، متاع هاى خود را عرضه مىکنند؛
به طوری که کسى که سر قبر أئمّه معصومین باشد؛ آن عمارت هاى بلند و آن
تابلوها را مشاهده مىکند.
أمّا قبور إمامان ما چراغ ندارد؛ سنگ ندارد؛ و حتّى کسى نمی تواند بر روى
تربتشان با انگشت بنویسد مثلًا: هَذَا قَبْرُ الْإمَام جَعْفَرٍ الصّادِق.
می دانید معنایش چیست؟! معنایش آن است که نام جعفرٌ الصّادق قاچاق است. نام
محمّدٌ الباقر قاچاق است. وَهَّابیه موجودیت خود را در قاچاق بودن این
مذهب و این مکتب مىدانند؛ و براى موجودیت خود که در حقیقت هَدْمِ إسلام
است می کوشند، چرا که تشیع جز تجسّم روح إسلام و تبلور معناى نبوّت و قرآن
چیزى نیست.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: