نماز تراویح ؛ بدعت یا سنت ؟
روایت اول:
رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد فرد بدعت گذار می فرمایند:
قال رسول اللّه صلی الله عليه وسلم : لا يقبل اللّه لصاحب بدعة صوما ولا صلاة ولا صدقة ولا حجّا ولا عمرة ولا جهادا ولا صرفا ولا عدلا. يخرج من الاسلام كما تخرج الشعرة من العجين.(2)
ترجمه:خداوند از بدعت گذار نه روزه قبول می كند نه نماز و نه صدقه و نه حج و نه عمره و نه جهاد و نه مال و عوضى.
(چنين كس) از اسلام خارج میشود همان گونه كه مو از خمير خارج میگردد.
تراویح بدعت مشهورعمر بن خطاب:
از جمله مواردى كه عمر از پيش خود تشريع كرد و در مقابل نص ،اجتهاد نمود، دستور گزاردن نماز تراويح بود.
زيرا نماز تراويح را پيغمبر - صلّى اللّه عليه وآله - نياورد، و در زمان آن حضرت نيز نبود، در زمان ابوبكر هم سابقه نداشت .رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله - شخصاً نمازهاى مستحبى ماه مبارك رمضان را بدون جماعت بجا مى آورد و مردم را تشويق مى كرد كه آن را به پاى دارند. مردم نيز به همانگونه كه پيغمبر اكرم - صلّى اللّه عليه وآله - بجا مى آورد، انجام مى دادند.درعصر ابوبكر نيز - تا سال سيزدهم هجرت كه از دنيا رفت - چنين بود. چون عمر بن خطاب به جاى وى نشست ، روزه ماه رمضان آن سال را بدون اينكه تغييرى درآن پديد آورد، انجام داد. ولى در ماه رمضان سال چهارده ، با گروهى از صحابه به مسجدآمد و ديد كه مردم نمازهاى مستحبى بجا مى آورند؛ عده اى در حال قيام و برخى در حال سجود و جمعى در ركوع و گروهى نشسته اند. جماعتى هم تسبيح مى گويند و يا قرآن تلاوت مى كنند يا تكبير مى گويند يا سلام نماز میدهند . عمر اين منظره را خوش نداشت وتصميم گرفت آن را به وضع بهترى در آورد. پس نماز تراويح را براى آنها در اوايل شب هاى ماه رمضان تشريع كرد، و دستور داد همگى در آن شركت كنند!!.
آیا رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز مستحبی را به جماعت خوانده اند؟
محمد بن اسماعيل بخارى در صحيح خود مىنويسد:
1905: حدثنا عبد اللَّهِ بن يُوسُفَ أخبرنا مَالِكٌ عن بن شِهَابٍ عن حُمَيْدِ بن عبد الرحمن عن أبي هُرَيْرَةَ رضي الله عنه أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قال من قام رَمَضَانَ إِيمَانًا وَاحْتِسَابًا غُفِرَ له ما تَقَدَّمَ من ذَنْبِهِ قال بن شِهَابٍ فَتُوُفِّيَ رسول اللَّهِ صلى الله عليه وسلم وَالْأَمْرُ على ذلك ثُمَّ كان الْأَمْرُ على ذلك في خِلَافَةِ أبي بَكْرٍ وَصَدْرًا من خِلَافَةِ عُمَرَ رضي الله عنهما.(3)
ابوهريره از رسول خدا نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: هركس (نافله ماه) رمضان را با ايمان و قربة الى الله بخواند، خداوند گناهان گذشته او را مىبخشد. ابن شهاب گفته: رسول خدا ص از دنيا رفت و وضعيت به همين صورت بود نماز تراويح را بدون جماعت مىخواندند .در زمان خلافت ابوبكر و اوائل خلافت عمر نيز به همين صورت بود .
ابن حجر عسقلانى در شرح جمله «والأمر على ذلك» مينويسد:والأمر على ذلك أي على ترك الجماعة في التراويح.(4)
منظور از : «والأمر على ذلك»، ترك خواندن نماز تراويح به جماعت است.
بخارى در كتاب تراويح در حديث صحيح از عبدالرحمن بن عبد قارى، روايت مى كند كه :
در يكى از شبهاى ماه رمضان با عمر به مسجد رفتيم ، ديديم مردم دسته دسته و پراكنده هستند. تا آنجا كه گويد: عمر گفت : به نظر من اگر اينان به يك پيش نماز اقتدا مى كردند بهتر بود، سپس دستور داد ابى بن كعب ، پيش نماز ايشان باشد. شبى ديگر با وى به مسجد رفتيم ، ديديم مردم نمازهاى مستحبى را با جماعت میگزارند. عمر گفت : اين بدعت خوبى است! .(5)
اعتراف بزرگان اهل سنت به بدعت تراویح :
ابوحامد غزالى با تقسيم بندى بدعت به «حسنه» و «سيئة»، بدعت تراويح را بدعت حسنه عمر ناميده است:فكم من محدث حسن كما قيل في إقامة الجماعات في التراويح إنها من محدثات عمر رضي الله عنه وأنها بدعة حسنة.(6)
چه بسيار بدعتهايى كه «حسن؛ پسنديده» است؛ چنانچه درباره به جماعت خواندن نماز تراويح گفتهاند كه تراويح از نوآورىهاى عمر و بدعت پسنديدهاى بود.
ابوهلال عسكرى در كتاب الأوائل خود مىنويسد:وأول من اتخذه عمر.أول من سن قيام شهر رمضان سنة أربع عشرة.(7)
نخستين كارهائى كه عمر انجام داد: نخستين كسى كه بجاى آوردن نماز (نافله) ماه رمضان را (به جماعت) بنانهاد، عمر بن الخطاب بود.
محمد بن سعد زهرى در كتاب الطبقات الكبرى در باره نوآورىهاى عمر مىنویسد: وهو أول من سن قیام شهر رمضان وجمع الناس على ذلك وكتب به إلى البلدان وذلك فی شهر رمضان سنة أربع عشرة وجعل للناس بالمدینة قارئین قارئا یصلی بالرجال وقارئا یصلی بالنساء .(8)
او نخستین كسى بود كه خواندن (نوافل) ماه رمضان را (به جماعت) بنیان نهاد و مردم براى خواندن آن جمع كرد و به تمام شهرها نیز نوشت كه همین كار را انجام دهند. این قضیه در ماه رمضان سال چهاردهم هجرى اتفاق اتفاد، در مدینه دو امام جماعت تعیین كرد، یكى براى مردان و یكى براى زنان .
حال سوال اینجاست آیا عمر بن خطابی که به اعتراف علمای اهل سنت بدعت تراویح را در شریعت رسول خدا گذاشته؛ چگونه می تواند جانشین و خلیفه بر حق رسول خدا باشد و چگونه می تواند حافظ شریعت باشد؟ بر طبق احادیث ثابت شد فرد بدعت گذار از دین اسلام خارج است. آیا سزاوار است جانشین رسول خدا فردی باشد که خارج از دین اسلام است؟
--------------------------------------------------------------------------------
پی نوشت:
1- « تراویح » ، جمع « ترویحه » و در اصل اسم است برای مطلق نشستن كه در اصطلاح به معنای نشستن برای استراحت پس از خواندن چهار ركعت از نمازهای مستحبی در شب های ماه رمضان است.(المعجم الوسیط ، ص380 ؛ لسان العرب ، ج2 ، ص462)اصل نوافل شبهای ماه رمضان ، 20 تا 30 ركعت است كه فریقین آن را قبول دارند ، ولی به جماعت خواندن آن محل اختلاف است .
2- سنن ابن ماجه/جلد 4/ص 19
3- صحیح بخاری کتاب تروایح باب باب: صوم رمضان احتسابا من الإيمان.
4- العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر ابوالفضل (متوفاي852 هـ)، فتح الباري شرح صحيح البخاري، ج 4 ص 252، تحقيق: محب الدين الخطيب، ناشر: دار المعرفة – بيروت.
5- صحیح بخاری/جلد 2/ صفحه 707/كِتَاب صَلَاةِ التَّرَاوِيحِ، بَاب فَضْلِ من قام رَمَضَانَ ، تحقيق د. مصطفي ديب البغا، ناشر: دار ابن كثير، اليمامة - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1407 - 1987.
6- الغزالي، محمد بن محمد ابوحامد .متوفاى505هـ، إحياء علوم الدين، ج1، ص276، ناشر: دار االمعرفة – بيروت.
7- العسكري ، أبو هلال الحسن بن عبد الله بن سهل بن سعيد بن يحيى بن مهران (متوفاى395هـ) الأوائل للعسكري ، ج1، ص398، طبق برنامه الجامع الكبير.
8- الزهری، محمد بن سعد بن منیع ابوعبدالله البصری (متوفاى230هـ)، الطبقات الكبرى، ج3، ص281، ناشر: دار صادر – بیروت .
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: